
پشت پنجره های بهاری رها می شوم در سکوت خیال انگیز دقایق و دل می سپارم به آهنگ زیبای عشق. نگارم٬ سالهاست که مرا زیر چتر خوبی هایت پناه داده ای ٬ از همان لحظه ی نخستین که موسیقی عشقت بوسه بر آئینه ی وجودم زد٬ خورشید لبخندت روحی تازه به تن خسته ی لحظه هایم دمید و فریاد شادی در خلوت شالیزار قلبم جوشید.
مونسم٬ هر شب کلام زلالت در چشمه ی وجودم جاری می شود و مرهم کابوسهای بیرنگ تنهائی ام میشود٬ از گلزار چشمهایت ترانه ی امید می تراود و هستی ام را محصور میکند.
گل نازم دوستت دارم و میدانم که روزی آسمان چشمهایت انتظار را برای دیدگانم ترجمه خواهد کرد. آری تو می آیی و آفتاب مهرت پرده های فاصله را کنار می زند و ترانه های عاشقانه ی نگاهت مرا در آغوش می گیرند. آن روز٬ جشن پیوند دستهای منو توست.

امین جونم بهارت مبارک 