تبليغاتX
๑۩۞۩๑ღ ما, به هم میرسیم ღ๑۩۞۩๑

عطر شکوفه های سیب مارو به همدیگه رسوند××من و تو و قلبامونو به راه عاشقی کشوند


تو همان عابری هستی


که خزان دلم را


با گام هايت


بهار عشق کردی


تو تکرار بارانی


و نگاهت تابلو قشنگ شبی زيباست


که مرا می خواند


دلم آواره توست

زمستونم با تموم خوب و بدیاش گذشت و رفت یه برگ دیگه ای از کتاب روزگار ورق خورد و ما همچنان در

انتظار رسیدن بهم.همه از این گذر روزگار گله دارن اما ما دوتا نه.خوشحال از اینکه روزگار مارو بهم

میرسونه همیشه سر مست این گذریم .بهترین عیدی رو و اولین عیدی رو همین دیروز مریم بهم داد

امیدوارم سال خوبی باشه پر از عشق و البته بدون دعوا!

بهارت مبارک مریم جون عطر شکوفه ها ی سیب کم کم دارن همه جا می پیچن حالا یه 

فصل دیگه از زندگیمون باز شد:

 

عطر تو و خاطره ها بهار دنیای منن

عشق توو ثانیه ها تعبیر فردای منن

به يادگار مانده شده از امین و مریم |

درباره امین و مریم

وقتی صدای بهار،توو کوچه ها می پیچید
اونوقت فرشته ی خوب از شب ستاره می چید×
اون شب فرشته به من دوباره زندگی داد
آخه ستاره ام داشت،میون شب جون می داد×
به اون فرشته گفتم پیشت باشه ستاره ام
شاید یه مرهم بشه برای قلب پاره ام×
حالا شبا که میرن، اون میمونه کنارم
خیالم آسوده شد اونو همیشه دارم×

شعر از امین

منوی وب

نوشته های امین و مریم
دوستان امین و مریم
پیوندهای روزانه
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط امین و مریم محفوظ است.طراحی شده توسط یاس دیزاین